بایگانی: بهمن ۱۳۹۶
تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۵: آفتاب‌پرست نازنین؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب

۳۰ بهمن ۱۳۹۶

«آفتاب‌پرست نازنین» یا «نحر سنگ‌ها» رمانی است از محمدرضا کاتب که در سال ۱۳۸۸ منتشر شده است. در صفحهٔ آغازین کتاب نوشته شده است: «و هفت سال سوم عشق بود:‌ برای سنین: … و ۱۴ تا ۲۱ سال و ...»، که ناخودآگاه مرا یاد حدیث نبوی می‌اندازد در مورد تربیت فرزند که هفت سال سوم، فرزند وزیر است (یعنی آن که باید هوایش را داشت ولی نباید به او امر و نهی کرد). این کت...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۴: نکته‌های ویرایش؛ نوشتهٔ علی صلح‌جو

۲۹ بهمن ۱۳۹۶

«نکته‌های ویرایش» حاوی یادداشت‌های سازمان‌یافتهٔ علی صلح‌جو در مورد ویرایش است. از جهت این که نوشته‌های پراکنده‌ای که ظاهراً در زمان‌ها و موضوعات مختلف برداشته شده، به این صورت منظم شده است قابل تقدیر است. از جهت دیگر، این کتاب صرفاً به درد ویراستارها نمی‌خورد و برای هر کسی که دستی بر نوشتن دارد، از نوشتن پایان‌نامه و مقالهٔ فارسی گرفته تا کتاب و د...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۳: خودویراستاری برای داستان‌نویسان؛ نوشتهٔ رنی برون و دیو کینگ

۲۷ بهمن ۱۳۹۶

این بار دومی است که این کتاب را می‌خوانم. برخلاف بیشتر کتاب‌ها در این موضوع، که به جای تدریس امور کاربردی، خاطره‌گویی نویسندهٔ کتاب است و کلی درس اخلاقی که فلان ساعت صبح از خواب بیدار شوید و قس علی هذا، این کتاب از دو ویراستار حرفه‌ای است و با دادن مثال‌هایی گویا، دوازده درس کاربردی در مورد ویرایش داستان می‌دهد. وقتی که این کتاب را برای بار دوم خوا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۲: فیض‌بوک؛ سرودهٔ ناصر فیض

۲۶ بهمن ۱۳۹۶

فیض‌بوک مجموعه شعرهای طنز ناصر فیض است. طرح جلد کتاب جالب است، دقیقاً شبیه صفحهٔ ورودی «فیس‌بوک». ولی متأسفانه فقط طرح جلد جالب است. کافی است چند صفحه از کتاب خوانده شود تا وارفتگی صفحات رو شود و کاغذها با شیرازهٔ زه‌واردررفته سر شوخی‌شان را باز کنند. حالا از مشکل نشر که بگذریم، بیتی دارد این کتاب که جوابش در شعرهای همین کتاب است:
در شگفتم از چه رو...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۱:‌ جنایت و مکافات؛ نوشتهٔ فئودور داستایوسکی

۲۵ بهمن ۱۳۹۶

از زمانی که به یک معنی کتاب‌باز شدم، تا سال‌ها هیچ وقت به سمت داستان‌خوانی نرفتم. با توجه به انبوه داستان‌های عامه‌پسند و البته مطول بودن داستان‌های ادبی، فکر می‌کردم چه نیازی است آدم داستان بخواند؟ شعر خواندن حکمت بیشتری به آدم می‌دهد و زمان کمتری می‌گیرد. تا این که با «جنایت و مکافات» داستایوسکی آشنا شدم. آنقدری آن کتاب برایم جذاب بود (و چقدر ترج...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۲۰: ترلان؛ نوشتهٔ فریبا وفی

۲۴ بهمن ۱۳۹۶

جهان داستان فریبا وفی، جهان زنانی است که حتی اگر ظاهراً دیده شوند، انگاری باز نادیده انگاشته شده‌اند. از این جهت داستان «پرندهٔ من» نوشتهٔ وفی بسیار شبیه است به داستان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» زویا پیرزاد. تا اینجای کار شاید این دو نویسنده، هماوردهای خوبی در داستان‌نویسی امروز زن ایرانی باشند ولی کار به همین ختم نمی‌شود. در داستان‌های وفی، با گ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۹: در خواب دویدن؛ نوشتهٔ مریم حاجیلو

۲۱ بهمن ۱۳۹۶

ناشری که به سختی روزگار می‌گذراند، در جایی که به تازگی اجاره کرده، سررسیدی پیدا می‌کند و آن را می‌خواند. محتوای سررسید مانند یک خاطره است که در قالب داستان نوشته شده ولی نویسنده‌اش نام و نشانی از خود بر جای نگذاشته است. بقیهٔ کتاب، ظاهراً همان نوشته‌هاست به علاوهٔ فصل آخری که مؤخره است و خبر از پیدا شدن نویسنده و پیدا نشدن نویسنده! در این کتاب، که ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸: نیست‌انگاری و شعر معاصر؛ نوشتهٔ یوسف‌علی میرشکاک

۱۸ بهمن ۱۳۹۶

بسیاری از نویسندگان معاصر (مخصوصاً بعد از انقلاب) تحت تأثیر سید احمد فردید بودند. از تأثیر سطحی جلال آل احمد در غرب‌زدگی که بگذریم، به اسم خیلی‌ها برمی‌خوریم: سید عباس معارف، رضا داوری اردکانی، محمد مددپور، شهید مرتضی آوینی (البته به طور غیرمستقیم) و یوسف‌علی میرشکاک. مرحوم فردید تحت تأثیر هایدگر و البته با خوانشی آخرالزمانی دهان به انتقادی بی‌پرده...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۷: وقت تقصیر؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب

۱۵ بهمن ۱۳۹۶

نوشتن در مورد رمان «وقت تقصیر» بسیار دشوار است. چون نویسنده علاوه بر قالب عدم قطعیت و سیالیت زمان دست به روایتی شبه‌فلسفی شبه‌تاریخی یازیده و یک رمان به شدت سخت‌خوان را تحویل مخاطب داده است: 
«شاید قصه‌ام را برای خودم تکه‌تکه و در لباس آن‌که برای کسی دیگر می‌گویم به نجوا تعریف می‌کنم. چون هر روز تکه‌ای از آن را می‌سازم و بعد دیگر یادم نمی‌ماند یا م...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۶: دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد؛ نوشتهٔ شهرام رحیمیان

۱۳ بهمن ۱۳۹۶

یک رمان کوتاه یا یک داستان بلند که می‌شود یک‌نفس خواند. وقتی که تمامش کردم، با خودم گفتم نظرم در مورد این کتاب چیست؟ یاد این بخش از فیلم «شب یلدا»ی «کیومرث پوراحمد» با بازی «محمدرضا فروتن» افتادم:‌ «زن بی‌حجاب نداریم. زن باحجابم نداریم. مرد بی‌غیرت نداریم. مرد باغیرتم نداریم. نوار مبتذل نداریم. ماهواره نداریم. صور قبیحه نداریم. هشیش، گرس، تریاک، ذغ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۵: خاطرات اردی‌بهشت؛ نوشتهٔ جعفر مدرس صادقی

۱۳ بهمن ۱۳۹۶

می‌شود با این پیش‌فرض که چون کتابی را نویسنده‌ای معروف نوشته و آن نویسنده آن‌قدری معروف است که برای خود نشان‌دار است و کتاب‌هایش همه به یک طرح جلدند و از این حرف‌ها، کلی حرف شیک در مورد فلسفهٔ اگزیستانسیال گفت و ربطش داد به «خاطرات اردی‌بهشت»؛ به سی و یک خاطره از اردیبهشت یک پیرمرد تنها با فنر جاسازشده در قلب. حتی ربطش داد به «مردی به نام اووه» و ش...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۴: نیمهٔ غایب؛ نوشتهٔ حسین سناپور

۱۲ بهمن ۱۳۹۶

نیمهٔ غایب، نوشتهٔ حسین سناپور، خوش‌اقبال بوده و علاوه بر بردن جایزهٔ ادبی مهرگان، تجدید چاپ‌های مختلفی خورده. این کتاب، یک رمان نسلی است؛ به این معنا که سعی دارد دو نسل از جوانان طبقهٔ متوسط ایرانی را به تصویر بکشد. این رمان از چند منظر قابل بررسی است. از منظر روایت و زبان، با یک کار به نسبت شسته‌رفته با زبانی فراتر از سطح مبتذل و روزنامه‌ای طرف ه...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۳: هیس؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب

۱۰ بهمن ۱۳۹۶

در سیاههٔ صدتایی رمان فارسیِ رضا امیرخانی، اکثر رمان‌ها خارجی هستند و اندکی ایرانی. بین ایرانی‌ها بیشتر اسم‌ها برای عموم (حتی کتاب‌نخوان‌ها) آشنایند: محمود دولت‌آبادی، مصطفی مستور و سیمین دانشور. در این میان رمان «پستی» از «محمدرضا کاتب» هم هست و توضیح جلویش که از «هیس به‌تر است». من رمان پستی را شاید زود و بد خواندم. زود چون که وقتی خواندمش که حتی...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۱: کاندید؛ نوشتهٔ ولتر

۰۸ بهمن ۱۳۹۶

کتابی ممنوعه در دورهٔ خودش و به نقلی پرفروش‌ترین کتاب ممنوعه در فرانسهٔ قرن هجدهم. کاندید (به معنای خوش‌بینی) نوشتهٔ ولتر فیلسوف فرانسوی است. این رمان (یا نوولا) بیشتر به حکایت‌های قدیمی می‌ماند بدون آن که نویسنده به اصول امروزی داستان‌نویسی پایبند باشد. از جهتی با طنز همراه است و مرا به یاد کتاب «مارکو والدو»ی ایتالو کالوینو می‌اندازد. همهٔ هم و غ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۲: مأمور سیگاری خدا؛ نوشتهٔ محسن حسام مظاهری

۰۸ بهمن ۱۳۹۶

مأمور سیگاری خدا، تاکسی‌نوشت‌های تقریباً مستند محسن حسام مظاهری است. به این دلیل می‌گویم تقریباً مستند که گاهی تکیه‌کلام‌های مشترک راننده‌ها و مسافران در روایت‌های مختلف آدم را به شک می‌اندازد (مثل «قربون دستت اینجا پیاده می‌شم» حتی از سوی دختر جوانی که حرف کم می‌زد). با آن که نویسنده ادعا می‌کند که هدفش داستان‌نویسی نبوده، آن را در قالب داستانک آو...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰: فرانکنستاین؛ نوشتهٔ مری شلی

۰۷ بهمن ۱۳۹۶

مری شلی، نویسندهٔ کتاب، در خانواده‌ای روشنفکر به دنیا آمد. مادر او جزء اولین زنان فمینیستی بود که در مورد حقوق زنان کتاب نوشت و پدرش هم نویسنده‌ای قابل بود. مادرش موقع تولدش از دنیا رفت و خود او تحت تأثیر رفت و آمدهای گعده‌های روشنفکری قرار داشت. علاوه بر آن، او دچار مشکلات فراوان زایمان شده بود و چند فرزند مرده پشت سر هم به دنیا آورد. کتاب فرانکنس...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹: رستاخیز کلمات؛‌ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی

۰۵ بهمن ۱۳۹۶

این کتاب مجموعه‌ای از درس‌گفتارها به علاوهٔ چند مقالهٔ ترجمه‌ای از دیگران و چند مقالهٔ پراکنده از خود نویسنده است. در این کتاب، مانند «صور خیال در شعر فارسی»، همچنان نویسنده بر نگاه قالبی بر ادبیات می‌تازد (۱-۲)، اما به جد معتقد است که نگاه صورت‌گرایانه راهگشای نقد ادبی است و البته ریشه در گذشتهٔ ادبی ما نیز دارد (۳) و حتی بعضی از حرف‌هایش در کتاب ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸: شجره‌نامهٔ یک جن؛ سرودهٔ علیرضا بدیع

۰۴ بهمن ۱۳۹۶

علیرضا بدیع، پس از انتشار اولین مجموعه‌اش «پنجره‌های بی‌پرنده»، خودش را به عنوان یک شاعر جوان ولی جدی در زمینهٔ غزل معرفی کرد. غزل‌هایی شبه‌قدیمی با واژه‌هایی مثل پری از جمله وجه غالب کارهای اوست. به نظرم این کتاب، ادامهٔ کارهای قبلی علیرضا بدیع است که البته بدعت‌های زبانی جالبی هم دارد.
به دست آور دل آن شوخ ترسا را به لبخندی
به ترفندی سر این شیخ ت...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۷: انتظارات بزرگ؛‌ نوشتهٔ چارلز دیکنز

۰۳ بهمن ۱۳۹۶

۰
این کتاب یک شاهکار است. اگر انگلیسی را خوب می‌فهمید، اصلش را بخوانید.
۱
وقتی که این کتاب در قرن نوزدهم منتشر شد، تبلیغش این جمله بود: «کتابی از چارلز دیکنز؛ کسی که از او انتظارات بزرگ داریم.» دیکنز یک نویسندهٔ عامه‌پسند ولی در عین حال کلاسیک و منتقدپسند است. به همین خاطر بعضی او را «استیفن کینگ» زمان خودش می‌نامند. برخلاف بسیاری از هم‌عصرهای خود ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۶: جادوهای داستان: چهار جستار داستان‌نویسی؛ نوشتهٔ حسین سناپور

۰۲ بهمن ۱۳۹۶

از موقعی که غربت‌نشین شده‌ام، کتاب‌های ایران را از طریق کتاب‌هایی که دانشگاه می‌آورد دنبال می‌کنم. تازگی‌ها با پدیده‌ای مواجه شده‌ام که اسمش را فی‌البداهه می‌گذارم کتاب‌سازی. مثلاً نویسنده‌ای خیلی معروف است، آن وقت چهار تا نوشتهٔ بی‌ربطش را سر هم می‌کنند و به اسم کتاب به خورد ملت می‌دهند. مثلاً کتاب «تا سر زلف عروسان قلم» نوشتهٔ محمود دولت‌آبادی که...